زمان بیشتری برای بازاریابی داخلی بگذارید

بازاریابی داخلی(Internal Marketing) چیست که دن شولتز -از محققان دانشگاه نورث و پدر بازاریابی یکپارچه- اهمیت آن را اگر نه بیشتر از بازاریابی خارجی یک سازمان، همپا و هم ارزش آن ارزیابی کرده است؟

اجازه دهید ابتدا تعریفی از مفهوم بازاریابی داخلی ارائه کنیم تا بدانیم دقیقا باید بر روی چه چیزی زمان بیشتری صرف کنیم:

 

تعریف رسمی بازاریابی داخلی این است: “بازاریابی داخلی  یا ارتباطات داخلی(Internal Communication – IC) عبارت است از جذب، توسعه، انگیزش و تداوم کیفیت کاری کارکنان و اعضای درونی یک سازمان و ارضای نیازمندیهای آنها.” و ناگفته پیداست هنگامی که در یک

مجموعه کارکنان و مدیران در سطح مطلوبی از رضایت مندی قرار داشته باشند، کیفیت ارتباط آن ها با مشتریان سازمان بالاتر خواهد بود.

 

اما اینجا می خواهیم بخش آخر تعریف یعنی “ارضای نیازمندی آنها” را کمی بشکافیم.

آیا نیازمندی های افراد داخل یک سازمان تنها محدود به نیازهای مادی، انگیزشی و محیطی است؟ اگر این گونه می پنداریم، یکی از مهمترین نیازهای افراد درون سازمان را از دیدرس ما پنهان مانده است: نیاز محتوایی و اطلاعاتی.

 

اجازه دهید مثال ساده ای بزنیم: شما از طریق تلویزیون، بیلبورد، فضای نشر، مجلات و خبرنامه ها، رادیو و اینترنت پول زیادی را صرف ایجاد یک ارتباط میان برند و مشتریان خود می کنید. اما از میان این رسانه ها کدام یک بیشترین تاثیر را بر روی مشتریان بالقوه شما دارند؟ پاسخ این است: آن هایی که باعث شوند تعامل و گفت و گویی بین مشتریان و یکی از کارکنان شما برقرار شود.

 

برنامه استراتژیک و طرح های بازاریابی(marketing plans) در اکثر شرکت ها شامل بخش هایی از این قبیل است: مخاطبان، اهداف، بازار، و اندازه گیری میزان اثربخشی. از طرف دیگر این برنامه شامل توصیف ها و استراتژی هایی درباره مشتریان و چگونگی حل مشکلات آنها از طریق محصولات و خدمات است. اما مشکل اصلی تمام این برنامه ها  این است که حتی کوچکترین اشاره ای به استراتژی بازاریابی داخلی شرکت نمی کنند.

 

بنابراین، فکر می کنید اگر کارکنان شما یا حتی سهام داران سازمان شما، فهم درستی از برند سازمان و رسالت آن نداشته باشند، شرکت شما تا چه حد آسیب پذیر می شود؟ پاسخ درست این است: بسیار زیاد!

 

بنابراین، فکر می کنید اگر کارکنان شما یا حتی سهام داران سازمان شما، فهم درستی از برند سازمان و رسالت آن نداشته باشند، شرکت شما تا چه حد آسیب پذیر می شود؟ پاسخ درست این است: بسیار زیاد!

 

مدیران بازاریابی، بیش از سایر مدیران در حوزه های دیگر، در معرض موقعیتی هستند که من نام آن را سندروم کار کوتاه مدت گذاشته ام؛ به این معنی که بسیار محتمل است به دلیل نرسیدن به اهداف تعیین شده، کارشان را ظرف یک بازه زمانی کوتاه رها کنند. شاید یکی از دلایل اصلی این رهایی نابهنگام این باشد که اکثر آن ها بر بازاریابی داخلی تمرکز نکرده اند. به عنوان مثال  نظارت درستی بر خدمات مشتریان، منابع انسانی و IT -که جایگاه اصلی تعامل مشتریان با مجموعه است- نداشته اند و محتوای مناسب را در زمان مناسب برای تعامل با مشتریان در اختیارشان قرار نداده اند.

 

یکی از علاج های موثر این سندروم، بازنگری در برنامه های بازاریابی است؛ و تدوین برنامه ای که دربرگیرنده یک برنامه بازاریابی داخلی هم باشد. چطور یک مدیر بازاریابی می تواند موفق باشد، در حالی که مهمترین منبع ارتباط و تعامل یک سازمان یعنی کارمند آن، بخشی از برنامه بازاریابی او نباشد؟

بدون نظر

13

نظر شما چیست

3 × دو =