چند پرسش برای آنکه فرآیند اجرای ایده را قوی تر کنید

ایده ها سنگ بنای یک برنامه بازاریابی خوب محتوایی هستند. ماده اولیه ای که در طی فرآیند خلق محتوا به یک فرآورده قابل توزیع تبدیل می شود و سپس از طریق مجاری توزیع، منتشر می شود. منابع استخراج ایده بسته به نوع فعالیت یک کسب و کار، متفاوت و متنوع است.

 

هیچ چیز در یک فرآیند موفق بازاریابی محتوا جای ایده خوب را نمی گیرد. اگر سیستم بازاریابی محتوا را کارخانه ای با خطوط تولید گوناگون فرض کنیم، ایده ها همان مواد اولیه و منابعی هستند که کیفیتشان شرط لازم برای داشتن محصول خوب در خروجی این خط تولید است.

 

یک ماده اولیه بی کیفیت را نمی توان حتی با کارآمد ترین خط تولید و یک شبکه کارای پخش به محصولی تبدیل کرد که مطبوع و دلخواه مشتری باشد. البته از جنبه دیگری هم می توان به این موضوع نگاه کرد: منابع درخشان را می توان با یک فرآیند بد و غیر اصولی تولید و توزیع، چنان زمین گیر کرد که نایی برای انتقال ارزش به مشتریان آن محصول نداشته باشد.

یک ماده اولیه بی کیفیت را نمی توان حتی با کارآمد ترین خط تولید و یک شبکه کارای پخش به محصولی تبدیل کرد که مطبوع و دلخواه مشتری باشد.

در اینجا بحث ما درباره ایده و منابع آن نیست(که آن را در مجالی فراخ تر به بحث خواهیم گذاشت)، بلکه می خواهیم چند پرسش طرح کنیم که می تواند کلید های تنظیم ماشین محتوا (تولید و توزیع) را روی تنظیماتی بگذارد که بهترین نتایج و بیشترین منافع را متوجه کسب و کار سازد. بحث ما درباره ارتقای عملکرد سیستم اجرای ایده است.

جان کلام در پرسش های زیر این است که آنچه قبل از هر اقدامی نیاز داریم، برداشت صحیح از مخاطب مورد نظر، نیازها، خواسته ها، تمایلات، و عملکرد فعلی اوست. به عبارت دیگر این پرسش ها ما را وا میدارد تا درباره آخرین بخش فرآیند بازاریابی محتوا –مخاطبان و مشتریان- همین اول فکر می کنیم و سیستم را بر مبنای همین تفکرات، تنظیم کنیم.

 

برای اجرای موثر یک ایده محتوایی قبل از این که قدم از قدم بردارید از خود بپرسید:

  • سود برای شما چه مفهومی دارد؟ همین ابتدا تکلیف خود را با این واژه مشخص کنید. این واژه به قدری مهم است که می توانید چشم انداز کل مجموعه خود را با تعریف همین یک واژه بیان کنید. معنای این واژه را به چیزی فراتر از یک منفعت مالی صرف بگسترانید.

 

آنچه قبل از هر اقدامی نیاز داریم، برداشت صحیح از مخاطب مورد نظر، نیازها، خواسته ها، تمایلات، و عملکرد فعلی اوست.

 

  • چه احساسی از مصرف کننده نهایی مطلوب ماست؟

 

  • مایلیم چه تاثیری بر روی مشتری بگذاریم؟

 

  • کدام عکس العمل ها را از او انتظار داریم؟

 

  • چه لحنی را باید برای ساماندهی محتوای خود انتخاب کنیم؟ سرگرم کننده، حرفه ای، کودکانه، فنی یا احساسی؟ تصمیم گیری در مورد لحن محتوا مسیر صحیح طراحی آن را مشخص می کند.

 

  • انتظارات ما از خروجی فرآیند اجرا چیست؟ باید واقع بین باشیم. نتایج مشخصی را مدنظر قرار دهیم و آن ها را برای تیم اجرا ترسیم کنیم. اگر بتوانیم خروجی مورد انتظار را شفاف و دقیق ترسیم کنیم، به آسانی می توان یک برنامه سنجش میزان موفقیت در حصول نتایج را برای سیستم تعریف کرد.

 

  • جهت گیری های اساسی محتوا به کدام سو است؟ در این قسمت مدیران ارشد نقش مهمی خواهند داشت. ایده ها و فرضیاتی که واحد بازاریابی در نظر می گیرد، می بایست با جهت­گیری کلی سازمان و بنگاه مطابقت داشته باشد. این موضوع ارتباط مستقیمی دارد با صدایی که می خواهید از برند شما به گوش برسد. تصور ذهنی مخاطب از شما معلول همین سیاست های کلان و استراتژیکی است که برای کسب و کار خود وضع می کنید.

 

  • چه رسانه و کانالی را برای توزیع محتوا مناسب می دانید؟ این سوال باید به عنوان آخرین سوال مطرح شود. اشتباه هایی که در برخی رسانه های سفارشی و پروژه های بازاریابی محتوا رخ می دهد، غالبا به این دلیل است که کارشناسان بازاریابی پیش از درنظر گرفتن ویژگی های مخاطب مورد نظر، ایجاد رسانه ای مانند مجله یا خبرنامه را بهترین راهکار رسانه ای برای توزیع محتوا قلمداد می کنند؛ در صورتی که تنها پس از یافتن پاسخ مناسب برای تک تک پرسش های بالاست که می­توان رسانه مناسب را با توجه به لحن محتوا، نیاز مخاطب و اهداف فرآیند انتخاب نمود.

 

بدون نظر

19

نظر شما چیست

سه × 5 =