کسب و کارها سلاطین تازه محتوا هستند؟ (قسمت دوم)

در قسمت اول این مقاله گفتیم که کسب و کار ها به تدریج جا پای رسانه ها گذاشته اند و حتی کار رسانه را بهتر از خود رسانه انجام می دهند. و در آخر مهمترین و موثرترین تفاوتی را که کسب و کارها ایجاد کرده اند، راه اندازی سیستم بازاریابی محتوا عنوان کردیم. فرآیندی که ساز و کار های خلق، توزیع و سنجش محتوا را درون خود جای داده است.

 

ناگفته پیداست که مرادمان از کسب و کار در این مقاله، آن دسته از شرکت ها و سازمان هایی هستند که محتوا را در دل فعالیت های بازاریابی خود قرار داده و در این زمینه به الگوهای عملی موفق در صنعت خود تبدیل شده اند.

 

اما در این قسمت می خواهیم درباره شش چالشی صحبت کنیم که این کسب و کارها با حل آنها موقعیت خودشان را نسبت به رسانه ها ارتقاء دادند. مواردی که رسانه های سنتی آن را نادیده گرفته اند یا با دچار شدن به یک اینرسی اجرایی از اتخاذ استراتژی تغییر سر باز می زنند.

 

در فضای کنونی کسب و کار، دست بالاتر در بازاریابی محتوا در اختیار آن هایی است که:

 

۱- تغییر رفتار مشتری را فهمیده اند.

امروزه مشتری همه جور ابزار و ادوات برای کسب اطلاعات در اختیار دارد. مشتری نکته سنج کنونی با جستجو در رسانه ها به دنبال محتوای ارزشمند و آگاه کننده از هر منبعی است که به او کمک کند تصمیم بهتری برای خرید بگیرد. او اهمیتی نمی دهد که این محتوا از یک منبع سنتی و قدیمی می آید یا رسانه ای جدید که به خوبی به نیاز اطلاعاتی او پاسخ می دهد.

 

۲-محتوای درست را در زمان درست به مشتری درست می رسانند: چالش توزیع

سابق بر این، رسانه ها بیشترین اطلاعات را درباره مخاطبان خود داشتند. این شناخت از جمعیت شناسی مخاطبان و مستندسازی آن یک  قدرت کلیدی برای رسانه ها رقم زده بود. اما تکنولوژی مدتی است که این مزیت را از آنها گرفته است.  امروزه بسیاری از کسب و کارها از طریق سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان، اطلاعاتی بسیار دقیق تر از رسانه ها در خصوص بافت جمعیتی بازارهای هدف در اختیار دارند. هرچه کسب و کار ها بانک اطلاعاتی خود را غنی تر می کنند نیاز به رسانه های دیگر در آنها کمتر می شود.

 

امروزه بسیاری از کسب و کارها از طریق سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان، اطلاعاتی بسیار دقیق تر از رسانه ها در خصوص بافت جمعیتی بازارهای هدف در اختیار دارند.

۳-در جای صحیح سرمایه گذاری می کنند

شرکت ها بخش اعظم بودجه و منابع خود را صرف انجام تحقیقات گسترده بازار و مخاطبان و تولید محتوای مناسب و سفارشی شده برای آن ها می کنند. در حالی که همزمان بسیاری از رسانه ها بودجه تحقیقاتی خود را کاهش داده اند. در حال حاضر کیفیت محتوای منتشره برخی کسب و کارها عالی است و حتی به همین هم بسنده نکرده اند و مدام در حال ارتقای کیفیت محتوای خود هستند. تا جایی که گوی سبقت را از رسانه های حرفه ای ربوده اند.

 

۴-تبلیغات را مهار کرده اند.

هر چه خریدار و مشتری مطلع تر و آگاه تر باشد فروش سخت تر است. مدیران بازاریابی باهوش به خوبی این را می دانند و به همین دلیل سعی می کنند با ارایه محتوای خوب، معتبر و راه گشا، رابطهای قدرتمند میان برند خود و مشتریان ایجاد می کنند. اما شرکت های رسانه ای، برای حفظ درآمد، اولویت را به تبلیغات داده اند، تبلیغاتی که تضعیف کننده محتوای مرغوبی است که طی یک فرآیند خوب تحریریه برای گروه مخاطبان ویژه تولید می شود.

 

۵-تکنولوژی را به خدمت گرفته اند.

تکنولوژی زیربنای بسیاری از تغییرات است و آشکارا توزیع محتوا را آسان تر از قبل کرده است. کسب و کارها از هر تکنولوژی ای که دستشان برسد برای اجرای اثربخش بازاریابی محتوا استفاده می کنند.

 

۶-می دانند محتوای خوب را تحریریه خوب می سازد.

کلید موفقیت برنامه بازاریابی در کسب و کارها، محتواست. اما نه هر محتوایی. یک محتوای عالی است که می تواند توجه مشتریان را به سمت آن ها برگرداند. مشتری امروز تفاوت میان محتوای عالی و یک بیانیه تبلیغاتی بی ارزش را به خوبی می داند. تحریریه جایی است که محتوا در آن خلق می شود. چیزی مشابه آن چه در رسانه ها وجود دارد و البته با تاکید بر تولید آنچه مشتری حقیقتا می خواهد و نه تبلیغات. همانطور که در قسمت اول اشاره کردیم کسب و کارها با ایجاد استانداردهای بالای تحریریه، رسانه های ضعیف را عملا کنار زده اند.

 

اما هنوز هم دود از کنده بلند می شود!

 

شرکت های رسانه ای اگر بخواهند به دنیای بازاریابی محتوا وارد شوند، مزیتی اساسی و مهم دارند. مزیتی که برخاسته از ذات فعالیت آن هاست و می تواند برای کسب و کارهایی که می خواهند تولید محتوا کرده و آن به دست مخاطب برسانند، مفید و کمک کننده باشد.

 

مشکل اولیه و مهم کسب و کار ها در حرکت به سمت بازاریابی محتوا، کمبود مهارت های لازم و نداشتن فرآیند برای تحریریه محتواست. فرآیندهایی که بتواند با زمانبندی درست و برنامه ریزی منسجم به صورت پیوسته محتوای با کیفیت تولید کند.

 

کسب و کارها در ابتدای راه، درک درستی از اهمیت و پیوستگی فرآیند تولید محتوا ندارند. هماهنگی امور تحریریه و ایجاد جدول زمانبندی برای نویسندگان، طراحان، ویراستاران و … چالش اولیه کسب و کارها در ورود به بازاریابی محتواست. امری که رسانه ها در آن تخصص و تجربه بالایی دارند. و همین می تواند به نقطه قوتی استراتژیک برای رسانه ها بدل شود.

 

بد نیست همینجا به نکته مهمی اشاره کنیم. این که اگر چه تحریریه خلاق و توانمند، تحقیقات عمیق و گسترده، بانک اطلاعاتی غنی و تکنولوژی به روز و کارآمد ستون های اصلی عمارت محتوا هستند، اما در استراتژی موفق بازاریابی محتوا، وجود یک ستاد فرماندهی آگاه  و توانمند حیاتی است. فرماندهی که بداند چگونه پروژه محتوا را مدیریت کند و به سرمنزل مقصود برساند. در مقاله های بعدی ازین فرمانده مقتدر بیشتر خواهیم گفت.

 

در استراتژی موفق بازاریابی محتوا، وجود یک ستاد فرماندهی آگاه و توانمند حیاتی است.

1 نظر

15
  • علی یزدان پرست

    با تشکر از مقاله خوبتان…
    از شما متشکر می شوم اگر در زمینه کپی رایتینگ نیز مقالات آموزشی ارائه دهید .
    با تشکر

نظر شما چیست

نه + 8 =